
چرا شوپن یکی از مهمترین آهنگسازان پیانو است؟
فردریک شوپن (Frédéric Chopin) آهنگساز و پیانیست لهستانی دورهی رمانتیک است. تقریباً هر چه نوشت برای پیانو بود؛ کمتر آهنگساز بزرگی اینقدر به یک ساز وفادار مانده است.
او را «شاعر پیانو» مینامند، چون ملودیهایش روی کلاویه مثل جملهی یک آواز نفس میکشند.
در این نوشته زندگیاش را مرور میکنیم، میگوییم موسیقیاش چرا اینطور شنیده میشود، و قطعههایی را معرفی میکنیم که برای شنیدن و برای نواختن نقطهی شروع خوبیاند.
در سند غسل تعمید شوپن تاریخ تولد ۲۲ فوریه ثبت شده است. خود او و خانوادهاش ۱ مارس را تاریخ تولد میدانستند و امروز همین تاریخ پذیرفتهتر است.
پدرش، نیکلا شوپن (Nicolas Chopin)، فرانسوی بود و در لهستان معلمی میکرد. مادرش، یوستینا، لهستانی بود. خانواده در همان سال تولد فردریک به ورشو رفت.
از ششسالگی نزد وویچخ ژیونی پیانو آموخت. هفتساله بود که نخستین پولونزش، در سل مینور، چاپ شد. از ۱۸۲۶ آهنگسازی را نزد یوزف السنر در مدرسهی عالی موسیقی ورشو خواند و سه سال بعد فارغالتحصیل شد.
دوم نوامبر ۱۸۳۰، در بیستسالگی، ورشو را ترک کرد. چند هفته بعد قیام لهستانیها علیه سلطهی روسیه آغاز شد و سال بعد شکست خورد. شوپن دیگر هرگز به وطن برنگشت. پاییز ۱۸۳۱ به پاریس رسید و تا پایان عمر همانجا ماند.
لهستان اما در موسیقیاش ماند. مازورکا و پولونز، دو رقص لهستانی، تا آخرین سالها با او بودند.
در پاریس خیلی زود میان موسیقیدانان شناخته شد. فرانتس لیست (Franz Liszt) از دوستانش بود. اما شوپن اهل سالنهای بزرگ نبود. کنسرت عمومی کم میداد و بیشتر در محفلهای کوچک مینواخت. درآمدش بیشتر از تدریس پیانو و انتشار آثارش بود.
از ۱۸۳۸ تا ۱۸۴۷ با ژرژ ساند (George Sand)، نویسندهی فرانسوی، زندگی کرد. زمستان ۱۸۳۸–۱۸۳۹ را با هم در جزیرهی مایورکا گذراندند. شوپن آنجا بیمار شد، اما مجموعهی ۲۴ پرلود، اپوس ۲۸، را همانجا به پایان رساند. بسیاری از آثار پختهاش را بعدها در تابستانهای نوآن (Nohant)، خانهی ییلاقی ساند، نوشت.
پرترهای که بالای این نوشته میبینید کار اوژن دلاکروا (Eugène Delacroix)، نقاش فرانسوی و دوست شوپن، است و به سال ۱۸۳۸ برمیگردد.
رابطهاش با ساند در ۱۸۴۷ تمام شد و بیماریاش شدت گرفت. آخرین کنسرتش در پاریس فوریهی ۱۸۴۸ بود. همان سال به انگلستان و اسکاتلند رفت و ۱۶ نوامبر ۱۸۴۸ در لندن برای آخرین بار روی صحنه نشست.
۱۷ اکتبر ۱۸۴۹ در پاریس درگذشت. علت مرگ را از دیرباز بیماری سل دانستهاند. در گورستان پرلاشز (Père Lachaise) به خاک سپرده شد، اما به خواست خودش خواهرش لودویکا قلب او را به ورشو برد. این قلب امروز در کلیسای صلیب مقدس ورشو نگهداری میشود.
شوپن شیفتهی اپرای ایتالیایی و سبک «بلکانتو» (bel canto، آواز روان و پیوسته) بود و با وینچنزو بلینی (Vincenzo Bellini)، آهنگساز اپرا، دوستی داشت. ملودیهای دست راستش مثل خط یک خوانندهاند: نفس میگیرند، کش میآیند و با تزئینهای ریز به اوج میرسند.
به روایت شاگردانش، از آنها میخواست به خوانندههای خوب گوش بدهند.
روباتو (rubato) یعنی کمی کشدادن یا جلوانداختن زمان نتها برای بیان بهتر. شاگردان شوپن نقل کردهاند که در نوازندگی او دست چپ ضرب را نگه میداشت و دست راست آزادتر حرکت میکرد.
روباتوی شوپن بینظمی نیست؛ آزادیای است روی یک ضرب محکم.
مازورکا رقصی سهضربی است که تأکیدش، برخلاف والس، اغلب روی ضرب دوم یا سوم میافتد. پولونز رقصی باوقار و رژهمانند است. شوپن هر دو را از سالن رقص به سالن کنسرت برد و بیش از پنجاه مازورکا نوشت.
شوپن با همهی رمانتیکبودنش، باخ (Bach) و موتسارت (Mozart) را الگوی خود میدانست.
۲۴ پرلود او، مثل «کلاویهی خوشآهنگ» باخ (Das Wohltemperierte Klavier)، همهی ۲۴ تنالیتهی ماژور و مینور را میپیماید.
برای هنرجو این یعنی راه شوپن از باخ میگذرد. شفافیت خطها و استقلال دو دست را پیش از شوپن باید در باخ تمرین کرد. دفترچهی آنا ماگدالنا، که در صفحهی معرفی کتاب آمده، قدم اول همین مسیر است.
فرم نکتورن (nocturne، قطعهی شبانه) را پیش از او جان فیلد (John Field)، آهنگساز ایرلندی، معرفی کرده بود. شوپن آن را گرفت و با هارمونی غنیتر و ملودی آوازیتر به چیزی رساند که امروز با نام خودش شناخته میشود.
اگر تازه با شوپن آشنا میشوید، از هر فرم یک قطعه بشنوید. فهرست از قطعههای کوتاه و آشنا شروع میشود و به آثار بلندتر میرسد.
لقبهایی مثل «قطرهی باران» و «قهرمانانه» را خود شوپن نگذاشته است؛ بعدها رایج شدهاند.
شوپن برای ماههای اول پیانو نیست، اما لازم هم نیست سالها منتظرش بمانید. چند قطعهی کوتاه او برای هنرجویی که نتخوانی روان و کنترل اولیهی پدال دارد در دسترس است.
اتودهای اپوس ۱۰ و ۲۵ قطعهی شروع نیستند. فاصلههای باز و سرعت بالا دارند و تمرین زودهنگام و پرفشارشان به دست آسیب میزند. اگر هنگام تمرین درد یا کشیدگی حس کردید، همانجا دست نگه دارید.
اگر میخواهید بدانید کدام قطعه با سطح امروز شما جور است، از صفحهی تماس برای یک جلسهی آشنایی هماهنگ کنید.
لهستان. در ژلازووا وُلا نزدیک ورشو به دنیا آمد، پدرش فرانسوی و مادرش لهستانی بود، و نیمهی دوم عمرش را در پاریس گذراند.
نکتورن میبمل ماژور (اپوس ۹ شمارهی ۲)، فانتزی-امپرومپتو در دودیز مینور (اپوس ۶۶)، مارش عزا از سونات شمارهی ۲ (اپوس ۳۵)، والس ربمل ماژور معروف به «والس دقیقه» (اپوس ۶۴ شمارهی ۱) و پولونز «قهرمانانه» (اپوس ۵۳).
لقبی قدیمی است و به کیفیت آوازی و غنایی موسیقیاش اشاره دارد: ملودیهایی که مثل شعر، جمله و مکث و تأکید دارند.
برای ماههای نخست نه. اما چند پرلود کوتاه و والس لا مینور، با راهنمایی معلم، برای هنرجویی که پایهی نتخوانی و پدال را دارد در دسترس است.
در ۳۹ سالگی؛ ۱۷ اکتبر ۱۸۴۹ در پاریس.